سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

صبا حکایت زلف مرا پریشان گفت

سیاهکاری شوریده باز نتوان گفت

ای صبا گر به جوانان چمن بازرسی

خدمت ما برسان سرو و گل و ریحان را

بنفشه طره مفتول خود گره می زد

صبا حکایت زلف تو در میان انداخت

صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست

بیار نفحه ای از گیسوی معنبر دوست

می خواست گل که دم زند از رنگ و بوی دوست

از غیرت صبا نفسش در دهان گرفت

ای هدهد صبا به سبا می فرستمت

بنگر که از کجا به کجا می فرستمت

هر صبح و شام قافله ای از دعای خیر

در صحبت شمال و صبا می فرستمت

بعد از این دست من و دامن سرو و لب جوی

خاصه اکنون که صبا مژده فروردین داد

صبا گر چاره داری وقت وقت است

که درد اشتیاقم قصد جان کرد

صبا به خوش خبری هدهد سلیمان است

که مژده طرب از گلشن سبا آورد



تعداد ابیات منتشر شده : 373712