سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

مسکین چو من به عشق گلی گشته مبتلا

و اندر چمن فکنده ز فریاد غلغلی

گل یار حسن گشته و بلبل قرین عشق

آن را تفضلی نه و این را تبدلی

قیاس کردم و تدبیر عقل در ره عشق

چو شبنمی است که بر بحر می کشد رقمی

دوام عیش و تنعم نه شیوه عشق است

اگر معاشر مایی بنوش نیش غمی

ای دل به کوی عشق گذاری نمی کنی

اسباب جمع داری و کاری نمی کنی

ز چشم عشق توان دید روی شاهد غیب

که نور دیدهٔ عاشق ز قاف تا قاف است

من ذوق سوز عشق تو دانم نه مدعی

از شمع پرس قصه ز باد هوا مپرس

به شیر بود مگر شور عشق سعدی را

که پیر گشت و تغیر در او نمی آید

من از حکایت عشق تو بس کنم هیهات

مگر اجل که ببندد زبان گفتارم

نگفتمت که به یغما رود دلت سعدی

چو دل به عشق دهی دلبران یغما را

تعداد ابیات منتشر شده : 510135