سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

به خاک پای تو ای سرو نازپرور من

که روز واقعه پا وا مگیرم از سر خاک

از جرعه تو خاک زمین در و لعل یافت

بیچاره ما که پیش تو از خاک کمتریم

هر که بر خاک رهت آب رخی دارد چشم

زان درش خاک به رخسار همی باید رفت

ای اوحدی، تو خاک سر کوی دوست باش

باشد که دوست را گذر افتد به خاک کوی

به خاک بر مرو ای آدمی به کشی و ناز

که خاک پای تو همچون تو آدمی زادست

آب چشمم که بر او منت خاک در توست

زیر صد منت او خاک دری نیست که نیست

با همه عطف (عطر) دامنت آیدم از صبا عجب

کز گذر تو خاک را مشک ختن نمی کند

هر که بیند که تو از باغ برون می آئی

گوید این حور چرا خیمه برون زد ز بهشت

نه راه است این که بگذاری مرا بر خاک و بگریزی

گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم

به سر سبز تو ای سرو که گر خاک شوم

ناز از سر بنه و سایه بر این خاک انداز

تعداد ابیات منتشر شده : 500569