سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

از نامه سیاه نترسم که روز حشر

با فیض لطف او صد از این نامه طی کنم

این نقطه سیاه که آمد مدار نور

عکسیست در حدیقه بینش ز خال تو

نرگس کرشمه می برد از حد برون خرام

ای من فدای شیوه چشم سیاه تو

به آب زمزم و کوثر سفید نتوان کرد

گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه

دل از من بستد ابرویت، که چون چشم خودش دارد

ازین معنیش پیوسته، سیاه و ناتوان دارد

ای بهم برزده زلف تو سراسر کارم

من چو موی توام آشفته، فرو نگذارم

چشمان سیاه تو به اول نظرم مست

کردند و بکشتند در آخر به خمارم

ای خاک در تو سرمه دیده ما

خور از هوس خاک رهت چشم سیاه

گاه در حل حقایق نظرت موی شکافت

گاه در کشف حقایق قلمت چهره گشاست

همچو موی سر قرابه که می پالاید

از زجاجی مژه دشمن تو خون پالاست

تعداد ابیات منتشر شده : 505890