سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

گدای میکده ام لیک وقت مستی بین

که ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم

دایم به لطف دایه طبع از میان جان

می پرورد به ناز تو را در کنار حسن

بگذر ز کبر و ناز که دیده ست روزگار

چین قبای قیصر و طرف کلاه کی

هزار دیده به روی تو ناظرند و تو خود

نظر به روی کسی بر نمی کنی از ناز

گر به جان ناز کنی گر نکنم در رویت

تا بدانی که توانگر دلم ار درویشم

بر منت ناز و ستم، گرچه به غایت باشد

حاش لله که مرا از تو شکایت باشد!

ای سرو خوش خرام بنه سرکشی ز سر

در ناز خود مبین و ببین در نیاز من

به ناز اگز بنشینی چو گل به پهلوی سرو

بود هر آینه در جنب اعتدال تو پست

پیش رفتار تو پا برنگرفت از خجلت

سرو سرکش که به ناز از قد و قامت برخاست

هر که خواهد گو بیا و هر چه خواهد گو بگو

کبر و ناز و حاجب و دربان بدین درگاه نیست

تعداد ابیات منتشر شده : 508665