سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

اینجا ریا و دلق مزوّر نمی خرند

بیزارم از عبادت زهّاد خودفروش

طریق عشق به گفتن نمی توان آموخت

مگر کسی که بود در طبیعتش مجبول

زمان رفته باز آید ولیکن صبر می باید

که مستخلص نمی گردد بهاری بی زمستانی

راز عشق تو ببیگانه نمی شاید گفت

اشک با دیده همی گوید و خون با جگرم

آن روز دیده بودم این فتنه ها که برخاست

کز سرکشی زمانی با ما نمی نشستی

کام دل خواجو بسانی نمی آید بدست

رو بنا کامی رضا ده تا رسانندت بکام

در این خیال به سر شد زمان عمر و هنوز

بلای زلف سیاهت به سر نمی آید

عجب که دیده نرگس نظر به مردم هیچ

نمی کند نظرش بر خود است پنداری

کنون به کار خود استادگی نمای، ار نه

چو مرگ دست برآرد، نمی توان استاد

به ناله کار میسر نمی شود سعدی

ولیک ناله بیچارگان خوش است بنال

تعداد ابیات منتشر شده : 510165