سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

آب را با سخطت پای بود در زنجیر

کوه را با غضبت لرزه فتد بر اندام

بر پای بود تخت به پیش چو بندگان

بر صدر دستها بنهاده در انتظار

حیف آیدم که پای همی بر زمین نهی

کاین پای لایقست که بر چشم ما رود

یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود

وز لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود

از رشح برکه تو بود، بحر را ذهاب

وز دود مطبخ تو بود، ابر را حیا

پروانه را ز شمع بود سوز دل ولی

بی شمع عارض تو دلم را بود گداز

نقد دلی که بود مرا صرف باده شد

قلب سیاه بود از آن در حرام رفت

سال ها دفتر ما در گرو صهبا بود

رونق میکده از درس و دعای ما بود

این لحظه آتشست به جایی که بود آب

و امروز ماتمست به جایی که بود سور

خوش بود لب آب و گل و سبزه و نسرین

افسوس که آن گنج روان رهگذری بود

تعداد ابیات منتشر شده : 510165