سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

برخاست از آنجا و سفر کرد به مشرق

باد آمد و باران زد و جایش بپراکند

سی و شاق آمده و خانقهی بوده و باز

یاوگی گشته و تن با سفر آمیخته اند

من همه همت بر اسباب سفر دارم مرا

در حضر ساز مهیا برنتابد بیش از این

ای چرخ مهم را ز سفر باز آور

در ره دلش از راه ببر باز آور

زین سفر مقصود امسالش تو بودستی نه حج

کالامان گویان به درگاه آمد و جان تازه کرد

میار طعنه در آن کش سموم بادیه سوخت

که آن سفر ز عذاب سقر فزون آمد

دل کشتهٔ من اینجا به خیال توست زنده

چه سبب خیالت از من به سفر دریغ داری

بلبل نغمه گر از باغ طرب شد به سفر

گوش بر نوحهٔ زاغان به حضر بگشایید

سفر بیرون ازین عالم کن و بالای این عالم

که دل زین هر دو مستغنی است برتر زین وزان دانش

تو کرده آن سفر که ضمان دار جنت است

سالار شام، پیش تو سالار خوان شده

تعداد ابیات منتشر شده : 502624