سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

به معلولی تن اندر ده که یاقوت از فروع خور

سفر جل رنگ بود اول که آخر گشت رمانی

سال عمرش صد و در بر ز بتان چارده ماه

تا مه و سال و سفر با خضر آمیخته اند

من نه پیل آورده ام بس بس نظاره کز سفر

پیل بالا طوطی شکرفشان آورده ام

از سفر می آیم و در راه صید افکنده ام

اینت صیدی چرب پهلو کارمغان آورده ام

قلم بخت من شکسته سر است

موی در سر ز طالع هنر است

بخت نیک، آرزو رسان دل است

که قلم نقش بند هر صور است

نقش امید چون تواند بست

قلمی کز دلم شکسته تر است

دیده دارد سپید بخت سیاه

این سپید آفت سیاه سر است

بخت را در گلیم بایستی

این سپیدی برص که در بصر است

چشم زاغ است بر سیاهی بال

گر سپیدی به چشم زاغ در است

تعداد ابیات منتشر شده : 502039