سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

فلک ستاره فرو برد و خور ز نور تهی شد

زمانه مایه زیان کرد و خود ز سود برآمد

دل گمان می برد کز دست تو نتوان برد جان

داغ هجرت بین یقینی از گمان انگیخته

مقصود نیافت هر که در عشق

خاقانی وار بر نیامد

خاقانی وار تختهٔ عمر

از ابجد گفت گوی شستیم

خاقانی وار وام ایام

از کیسهٔ عمر می گزارم

همه تن چشم و سوی تو نگران

کعبتین وار دستمال توایم

خاقانی وار خط واخواست

بر عالم بوالعجب کشیدم

خاقانی وار در خرابات

موقوف امانت عظیمیم

خاقانی وار لاشهٔ عمر

بر آخور حرص و آز بستیم

تیر چون در کمان نهد بحری است

که نهنگ شناور اندازد

تعداد ابیات منتشر شده : 510165