سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

سحر است چشم و زلف و بناگوششان دریغ

کاین مؤمنان به سحر چنین بگرویده اند

مرا که سحر سخن در همه جهان رفتست

ز سحر چشم تو بیچاره مانده ام مسحور

پری پیکر بتی کز سحر چشمش

نیامد خواب در چشمان من دوش

در چشم امل، معجزهٔ آب حیاتی

در باب سخن، نادرهٔ سحر بیانی

گذشته اند سحر گه مخدرات بهشت

بمانده است در و باز چشم حور العین

چو آواز مرغ سحر گوش کرد

پریشانی شب فراموش کرد

شب سعادت ارباب دولت است مگر

که روشنی سحر در مبادیش پیداست؟

حدیث واعظ بلبل کجا سحر شنود؟

کسی که غنچه صفت، گوش دل، در آکند ست

آورده ز غمزه سحر در چشم

در داده ز فتنه تاب در موی

بدین کمال ندارند حسن در کشمیر

چنین بلیغ ندانند سحر در بابل



تعداد ابیات منتشر شده : 373712