سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

ز بویش همه بوی جان یافتم

دوای دل و جان در آن یافتم

چو رفتی، برفتی دل و جان روان

چو باز آمدی آمدی باز جان

نه شرط عشق بود با کمان ابروی دوست

که جان سپر نکنی پیش تیربارانش

به دل گفت جان من است این جوان

که جان را فرستد بر دشمنان؟

بیگانه ز عشق را حرامست سماع

زیرا که نیاید به جز از سوخته دود

جان بیگانه ستاند ملک الموت به زجر

زجر حاجت نبود عاشق جان افشان را

چو گل سوار شود بر هوا سلیمان وار

سحر که مرغ درآید به نغمه داوود

ای مرغ سحر تو صبح برخاسته ای

ما خود همه شب نخفته ایم از غم دوست

بر غیر حضرت تو حرام است شعر من

کان سحر مطلق است بهر مذهبی حلال

به عشق مستی و رسواییم خوش است از آنک

نکو نباشد با عشق زهد ورزیدن



تعداد ابیات منتشر شده : 365526