سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

اگر چه بلبل طبعم هزار دستانست

حدیث من گل صد برگ گلشن جانست

بسیار زبونی ها بر خویش روا دارد

درویش که بازارش با محتشمی باشد

هر گه که بگذرد بکشد دوستان خویش

وین دوست منتظر که دگربار بگذرد

انصاف نیست پیش تو گفتن حدیث خویش

من عهد می کنم که نگویم دگر سخن

با دوستان خویش نگه می کند چنانک

سلطان نگه کند به تکبر سپاه را

رفیق و مهربان و خویش او بود

به رسم پیشکاران پیش او بود

ملک در طلعتش حیران فرو ماند

به صد نازش به نزد خویش بنشاند

بر خاک راه یار نهادیم روی خویش

بر روی ما رواست اگر آشنا رود

بنده همان به که ز تقصیر خویش

عذر به درگاه خدای آورد

شدم فسانه به سرگشتگی و ابروی دوست

کشید در خم چوگان خویش چون گویم

تعداد ابیات منتشر شده : 510165