سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

صبحدم خاکی به صحرا برد باد از کوی دوست

بوستان در عنبر سارا گرفت از بوی دوست

تو اگر چنین لطیف از در بوستان درآیی

گل سرخ شرم دارد که چرا همی شکفتم

بوستان خانه عیش است و چمن کوی نشاط

تا مهیا نبود عیش مهنا نرویم

سرو برفت و بوستان از نظرم به جملگی

می نرود صنوبری بیخ گرفته در دلم

خوش آمد باد نوروزی به صبح از باغ پیروزی

به بوی دوستان ماند نه بوی بوستان دارد

بسیار دیده ایم درختان میوه دار

زین به ندیده ایم که در بوستان توست

در هیچ بوستان چو تو سروی نیامده ست

بادام چشم و پسته دهان و شکرسخن

تو را که زلف و بناگوش و خد و قد اینست

مرو به باغ که در خانه بوستان داری

ما به روی دوستان از بوستان آسوده ایم

گر بهار آید وگر باد خزان آسوده ایم

هر روز باد می برد از بوستان گلی

مجروح می کند دل مسکین بلبلی

تعداد ابیات منتشر شده : 510165