سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

چو دست دست تو باشد دراز چندان کن

که دست دست تو باشد اگر بگردد دست

شکر به دست ترش روی خادمم مفرست

و گر به دست خودم زهر می دهی شاید

زبان کلک تو حافظ چه شکر آن گوید

که گفته سخنت می برند دست به دست

همه از دست غیر ناله کنند

سعدی از دست خویشتن فریاد

به بوسه ز قندش شکر ریز کرد

سراپای او شکر آمیز کرد

وگر عنایت و توفیق حق نگیرد دست

به دست سعی تو بادست تا نپیمایی

باشد که به دست خویش خونم ریزی

تا جان بدهم دامن مقصود به دست

گرت ز دست برآید، چو نخل باش کریم

ورت ز دست نیاید، چو سرو باش آزاد

مخالفان تو را دست و پای اسب مراد

بریده باد که بی دست و پای به تنین

خوش است نام تو بردن ولی دریغ بود

در این سخن که بخواهند برد دست به دست



تعداد ابیات منتشر شده : 285465