سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

دلم از صحبت شیراز به کلی بگرفت

وقت آن است که پرسی خبر از بغدادم

مطیع امر توام گر دلم بخواهی سوخت

اسیر حکم توام گر تنم بخواهی خست

دلم ز دست به در برد سروبالایی

خلاف عادت آن سروها که بر لب جوست

از راه نظر مرغ دلم گشت هواگیر

ای دیده نگه کن که به دام که درافتاد

گفته بودم غم دل با تو بگویم چندی

به زبان چند بگویم که دلم حاضر نیست

دلم ز پرده برون شد کجایی ای مطرب

بنال هان که از این پرده کار ما به نواست

چنین که صومعه آلوده شد ز خون دلم

گرم به باده بشویید حق به دست شماست

رخ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت

چرا که حال نکو در قفای فال نکوست

دردا که از آن آهوی مشکین سیه چشم

چون نافه بسی خون دلم در جگر افتاد

ساقی به مژدگانی عیش از درم درآی

تا یک دم از دلم غم دنیا به دربری



تعداد ابیات منتشر شده : 206498