سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

دیوانه عشقت را جایی نظر افتاده ست

کآنجا نتواند رفت اندیشه دانایی

دیوانه می کند دل صاحب تمیز را

هر گه که التفات پری وار می کند

هرگز اندیشه یار از دل دیوانه عشق

به تماشای گل و سبزه و صحرا نرود

قصه این دل دیوانه درازست و مپرس:

که در آن سلسله زلف پریشان چه کشید؟

چه نیکو هر دو با هم اوفتادند

دلم با چشمت، این دیوانه آن مست

عذر سعدی ننهد هر که تو را نشناسد

حال دیوانه نداند که ندیده ست پری

ای ترک پریچهره بدین سلسله موئی

شرطست که دست از من دیوانه بشوئی

طالبان عشق را دیوانه می گویند خلق

و آنکه در وی نیست عشقی، من نگویم: عاقلست

گر مدعیان نقش ببینند پری را

دانند که دیوانه چرا جامه دریده ست

گفتم به گوشه ای بنشینم چو عاقلان

دیوانه ام کند چو پری وار بگذرد

تعداد ابیات منتشر شده : 509595