سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

عجب مدار که در دور روی و ابرویت

سپر فکند مه از عجز تا کمان انداخت

بیان عشق، میسر نمی شود به حکایت

که شرح شوق، ز حد عبارت است، زیادت

دیگر آن است که محبوب جهان سقری شاه

آمد از بندگی شاه که می فرماید

گر آبروی بریزد میان انجمنت

به دست دوست حلال است اگر بریزد خون

آب حیات من است خاک سر کوی دوست

گر دو جهان خرمیست ما و غم روی دوست

با چنین صورت که از معنی پر است

سخت بی معنی بود صورت گری

ندانم این شب قدر است یا ستاره روز

تویی برابر من یا خیال در نظرم

به صید عالمیانت کمند حاجت نیست

همین بس است که برقع ز روی برفکنی

عهد تو و توبهٔ من از عشق

می بینم و هر دو بی ثبات است

لاله بر دامن سبزه است بدان سان گویی

که به شنگرف کسی نقطه زند بر زنگار

تعداد ابیات منتشر شده : 510165