سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

بقای عمر تو بادا که بنده را به جهان

به غیر عمر تو چیزی دگر نمی باید

زمستان است و بی برگی بیا ای باد نوروزم

بیابان است و تاریکی بیا ای قرص مهتابم

مرا تو عمر عزیزی که رفته ای ز سرم

چه خوش بود اگر ای عمر رفته بازآیی

شد حظ عمر حاصل گر زان که با تو ما را

هرگز به عمر روزی روزی شود وصالی

نه گزیر است مرا از تو نه امکان گریز

چاره صبر است که هم دردی و هم درمانی

حقق است شما را که بنده را چه قدر

ازین سه چیز نصیب است وزین سه نوع نصاب

میانه من و تو، صحبت از چه امروز است

دل مرا ز ازل، باز، با تو پیوند است

جرعه در دور تو رسمی است که نتوان انداخت

خرقه در عهد تو عیبی است که نتوان پوشید

عمر من کم شد و عشق تو فزون پنداری

کانچه از عمر کم آمد، همه در عشق فزود

چه بوی است این که عقل از من ببرد و صبر و هشیاری

ندانم باغ فردوس است یا بازار عطاران



تعداد ابیات منتشر شده : 367921