سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

یاجوج فتنه قاصد ملک است و تیغ شاه

اندر میان کشیده چو سد سکندر است

دیبای صبح را دل او بافته است پود

اکسون شام را غضبش تافته است تار

آن دلبری که جمله جمال است نعت او

نام آوری ست کاسم جمیل است مصدرش

هزار سختی اگر بر من آید آسان است

که دوستی و ارادت هزار چندان است

چون مرا عمر گرامی بسر آید بیتو

تو هم ای عمر عزیزم بعیادت بسر آی

لبت دانم که یاقوت است و تن سیم

نمی دانم دلت سنگ است یا روی

امشب به راستی شب ما روز روشن است

عید وصال دوست علی رغم دشمن است

طراوتی است جهان را به فر فروردین

که هر زمان خجل است اسمان ز روی زمین

دجله عمری است، تر وتازه که خوش می گذرد

ساقیا می گذر عمر به عطلت مگذار!

هر کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است

عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر است

تعداد ابیات منتشر شده : 509595