سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

چو آواز مرغ سحر گوش کرد

پریشانی شب فراموش کرد

لاف مزن سعدیا شعر تو خود سحر گیر

سحر نخواهد خرید غمزه جادوی دوست

ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز

کان سوخته را جان شد و آواز نیامد

چو گل سوار شود بر هوا سلیمان وار

سحر که مرغ درآید به نغمه داوود

ای مرغ سحر تو صبح برخاسته ای

ما خود همه شب نخفته ایم از غم دوست

ای گل از پرده برون آی که مرغ سحری

همره قافلهٔ باد سحر باز آمد

سحر است چشم و زلف و بناگوششان دریغ

کاین مؤمنان به سحر چنین بگرویده اند

به دلارام بگو ای نفس باد سحر

کار ما همچو سحر با نفسی افتاده ست

مرا که سحر سخن در همه جهان رفتست

ز سحر چشم تو بیچاره مانده ام مسحور

چه خوشست مرغ وحشی که جفای کس نبیند

من و مرغ خانگی را بکشند و پر نباشد

تعداد ابیات منتشر شده : 510165