سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

گرچه خواجو بیقین شعر تو سحرست ولیک

هیچ قدرش نبود با ید بیضای کلیم

دفتر ز شعر گفته بشوی ودگر مگوی

الا دعای دولت سلجوقشاه را

از ذوقهای شعر روانش بسی که خلق

گویند: کافرین خدا بر روان او

هر دم ز سوز عشقت سعدی چنان بنالد

کز شعر سوزناکش دود از قلم برآید

شعر خونبار من ای باد بدان یار رسان

که ز مژگان سیه بر رگ جان زد نیشم

مرا زمانه فضیلت نهد بر اهل زمین

وگر همین قلم خشک و شعر تر گیرد

اگر چه طبع روان من است گوهر بخش

ور چه شعر متین من است سحر مبین

زلف تو بپوشد سراپای قدت را

آن شعر قبایی است به قد تو بریده

بر غیر حضرت تو حرام است شعر من

کان سحر مطلق است بهر مذهبی حلال

چو بر برگ سمن خندید غازه

سمن رخ زد بر آب این شعر تازه

تعداد ابیات منتشر شده : 501469