سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

قناعت می کنم با درد چون درمان نمی یابم

تحمل می کنم با زخم چون مرهم نمی بینم

چون خاک اگر عزیزی بنشست بر در تو

هر جا که رفت از آن پس چون زر ندید خواری

چون درآئی نتوانم که مراد از تو بجویم

که من از خود بروم چون تو پری چهره در آئی

گاه چون عود بر آتش دل تنگم می سوخت

گاه چون مجمره ام دود به سر بر می شد

گر ز پیش خود برانی چون سگ از مسجد مرا

سر ز حکمت برندارم چون مرید از گفت پیر

چون زلف مشک افشان ، تو خلقی ست سر گردان تو

قد من از هجران تو ، پیوسته چون ابروت خم

در چو در بحر بود چون تو نباشد صافی

گل چو بر شاخ بود چون تو به رعنایی نیست

چون مدد از غیر نبود صبر کن تا حل شود

«ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست»

ظالمان خون ریز چون فصاد و زیشان خلق را

خون دل سر بر رگ جان می زند چون نیشتر

به خیلی کردی از رخ چون سال بوسه ای کردم

شکایت چون توان کرد از چنان رویی کرم کردی

تعداد ابیات منتشر شده : 508665