سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

شب یلدا است هر تاری ز مویت، وین عجب کاری

که من روزی نمی بینم، خود این شب های یلدا را

یا چشم نمی بیند یا راه نمی داند

هر کاو به وجود خود دارد ز تو پروایی

رهی نمی برم و چاره ای نمی دانم

بجز محبت مردان مستقیم احوال

با وصل نمی پیچم وز هجر نمی نالم

حکم آن چه تو فرمایی من بنده فرمانم

به پیمانی نمی پویی، به پیوندی نمی پایی

دلم ز اندیشه خون کردی که بس مشکل معمایی!

در عقل نمی گنجد در وهم نمی آید

کز تخم بنی آدم فرزند پری زاید

مرو هر سوی و هر جاگه که مسکینان نیند آگه

نمی بیند کست ناگه که او شیدا نمی باشد

ساقی بده و بستان داد طرب از دنیا

کاین عمر نمی ماند و این عهد نمی پاید

به آب دیده هر ساعت نویسم نامه ای لیکن

تو حال ما نمی پرسی و نقش ما نمی خوانی

رخت آیینه حسن است و حسنت صورت و معنی

من این صورت که می بینم در آن رخسار می بینم

تعداد ابیات منتشر شده : 510165