سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

شهریارا عقب قافله کوی امید

گو کسی رو که چو من طالع گمراهش نیست

امید جنتین تاپدین ، دا سندن

جهنم ناامید اولدی ، مبارک

امروز ما بیچارگان امید فردائیش نیست

این دانی و با ما هنوز امروز و فردا میکنی

از گوهر مرادم چشم امید بسته است

این اشک نیست کاندر دامان من بیفتد

جوانی خود مرا تنها امید زندگانی بود

دگر من با چه امیدی توانم زندگانی کرد

سری به خاک فرو برده ام به داغ جگر

بدان امید که آلاله بردمم از خاک

سیاهی شب هجر و امید صبح سعادت

سپید کرد مرا دیده تا دمید سپیده

امید زندگی در سینه ها کشتن فغان دارد

امین باشی که هرگز مرگ بی شیون نخواهد شد

دود آهم شد اشک غمم ای چشم و چراغ

شمع عشقی که به امید تو روشن کردم

دریچه های شبستان به مهر و مه بستم

بدان امید که از چشم بد نهان مانم

تعداد ابیات منتشر شده : 500569