سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

پروای پنج روز جهان کی کنم که عشق

داده نوید زندگی جاودانیم

آن نردباز عشق که جان در نبرد باخت

بردی نمی کنند حریفان نرد او

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

عشقی نمرد و مرد حریف نبرد او

درمان خود به دادن جان دید شهریار

عشقی که درد عشق وطن بود درد او

به گردشهای چشم آسمانی از همان اول

مرا در عشق از این آفاق گردیها خبرکردی

گر حیات جاودان بی عشق باشد مرگ باشد

لیک مرگ عاشقان باشد حیات جاودانی

کافر نه ایم و بر سرمان شور عاشقی است

آنرا که شور عشق به سر نیست کافر است

ایرجا سر بدرآور که امیر آمده است

چه امیری که به عشق تو اسیر آمده است

پیاده را چه به چوگان عشق و گوی مراد

که مات عرصه حسن تو شهسوارنند

با دمی پنهان چو اخگر عشق را کانون بیفروز

کوره افروزان غیرت کام از این کانون گرفتند

تعداد ابیات منتشر شده : 510165