سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

عشق در آینه چشم و دلم چون خورشید

می درخشید بدان مژده که یار آمده بود

یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم

تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم

به اختیار گرو برد چشم یار از من

که دور از او ببرد گریه اختیار از من

با حق صحبت من و عهد قدیم خویش

یادم نکرد یار قدیمی که یاد از او

وداع یار بیاد آر و اشک حسرت عاشق

چو میرسی به لب چشمه ای و آب روانی

قورخوم بودی یار گلمه یه بیردن یاریلا صبح

باغریم یاریلار صبحوم آچیلما سنی تاری!

شرط هواداری ما شیدائی و شوریدگیست

گر یار ما خواهی شدن شوریده و شیدا بیا

یار قند غزلش بر لب و آب آینه گون

طوطی جانم از آن پسته شکرخا باشد

یار سود از شرفم سر به ثریا و دریغا

که به پایش سر تعظیم به شکرانه نسودم

کجا یار و دیاری ماند از بی مهری ایام

که تا آهی برد سوز و گداز من به یارانم



تعداد ابیات منتشر شده : 367921