سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

(پیکان یار را نتواند به خود گرفت

گر استخوان من همه آهن ربا شود)

باد پیمایی است عاجز نالی آهن دلان

نیست در دلها سرایت، ناله زنجیر را

در دل آهن کند فریاد مظلومان اثر

ناله از زندانیان افزون بود زنجیر را

گر چه چون سوزن گرانی بر زمینم دوخته است

جذبه آهن ربا چالاک می سازد مرا

با روی سخت، خرده ز ممسک توان گرفت

آهن ز صلب سنگ برآرد شرار را

آهن دلان به عجز ملایم نمی شوند

از اشک شمع دل نشود نرم، گاز را

صور اسرافیل باشد مرده دل را ناله اش

چهره زرین او آهن دلان را کیمیاست

نعمت الوان دنیا مایه دردسرست

خون فاسد در بدن آهن ربای نشترست

روی خوبت زنگ خودبینی زدود از گلرخان

کار صیقل کرد این آیینه با آهن دلان

عکس رخ تو آینه را چون نگار بست

بر گرد شهر حسن ز آهن حصار بست

تعداد ابیات منتشر شده : 510135