سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

اگر سحر این بود صائب که از کلک تو می ریزد

تکلف بر طرف، من سحر را باطل نمی دانم!

ستاره سحر عشق چشم بیدارست

غبار لشکر غم ناله شرربارست

خواری به عزیزان بود از مرگ گرانتر

اندیشهٔ سر شمع سحر هیچ ندارد

درین ستمکده آن شمع تیره روزم من

که انتظار نسیم سحر گداخت مرا

دارم چو شمع گردنی از موم نرمتر

تیغ برهنه است نسیم سحر مرا

به شمع دست حمایت شود نسیم سحر

در آن دیار که حفظش دهد صلای امان

کجایی ای نفس عقده سوز باد سحر

که عمر غنچه ما در ته نقاب گذشت

سحر که پرده ز رخ گلرخان براندازند

( ) زلزله در ملک خاور اندازند

شب تا سحر از سلسله جنبانی زلفی

در کوچه زخمم گذرد قافله مشک

یک روز گل از یاسمن صبح نچیدی

پستان سحر خشک شد از بس نمکیدی

تعداد ابیات منتشر شده : 502039