سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

روشندلان که آینه جان زدوده اند

از روی حشر پرده هم اینجا گشوده اند

زندان جان پاک بود تنگنای جسم

در خم قرار نیست شراب رسیده را

آفتاب گرمرویی دشمن جان من است

نخل مومم، سردی بازار می سازد مرا

از فروغ شمع ایمن سنگ اطلس پوش شد

داغ نومیدی نخواهد سوختن جان مرا

جان نثار طلعت خورشیدرویان می کنیم

تا نفس بر لب چو صبح راستین داریم ما

از کشاکش نشود رشته جان فارغبال

تا نپیچیم بر آن قامت موزون خود را

نفس سوخته روشنگر جان است مرا

چون شرر، زندگی از سوختگان است مرا

لب تو پرده راز مرا تنک کرده است

شراب دشمن جان است رازداران را

غبار دیده جان است پیکرت صائب

به آه زیر و زبر ساز، خانه تن را

توان چو آهوی مشکین به بوی مشک شناخت

ز حرفهای جگرسوز، جان سوخته را

تعداد ابیات منتشر شده : 504827