سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

دل را حیات از نفس آرمیده است

بیماری نسیم دهد جان چراغ را

زاهد خشک بود دشمن جان میکش را

چون سفالی که خورد خون می بی غش را

حاصل دنیا و بال جان فارغبال توست

هر چه در کشتی شکستن با تو ماند آن مال توست

مرا در چاه چون یوسف وطن از مکر اخوان است

برادر گر پیمبرزاده باشد دشمن جان است

از فیض نوشخند لب روح بخش تو

چون آب زندگی شده جان پرور آینه

تهمتنی که دهد جان به تیغ خونریزش

به روز حشر زبانش بود زدهشت لال

پنجه مرجان کجا گیرد عنان بحر را؟

پیش عزم او نگیرد دشمن لرزنده جان

بیمار شود از دم جان بخش مسیحا

سروی که برآید به هوای صفی آباد

زاهد که ز دستش نچکد آب ز خشکی

مستانه دهد جان به لقای صفی آباد

عاشقین گوز یاشینه رحم ایله مز اول آفتاب

آغلاماق ایلن آپارماز اود الیندن جان کباب

تعداد ابیات منتشر شده : 486293