سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

آسان نگشته است بهنگ، ساز ما

یک عمر گوشمال نصیحت کشیده ایم

از آب روان ماند به جا سبزه و گلها

ما حاصل ازین عمر سبکسیر ندیدیم

چون عمر سبکسیر ازین عالم پرشور

رفتند و به دنبال ندیدند عزیزان

خارست نصیب تو ز گلزار، وگرنه

از خار چه گلهاکه نچیدند عزیزان

دیده حسرت عنان عمر نتواند گرفت

هیچ دامی مانع از جولان نگردد آب را

عمر عزیز قابل سوز و گداز نیست

این رشته را مسوز که چندان دراز نیست

اول و آخر الله ازان آه بود

که ازو آه نصیب دل آگاه بود

عمر گویی است سبک، قامت خم چوگانش

که به یک زخم برون می برد از میدانش

جان دگر ز بوسه دلدار یافتم

عمر دوباره از دو لب یار یافتم

زان لب نتوان کرد به دشنام کناره

تیغ دو دم اوست مرا عمر دوباره



تعداد ابیات منتشر شده : 373712