سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

نشأه مستی ز عمر جاودانی خوشترست

خضر و آب زندگانی، ما و ته مینای خویش

آب خضر و می شبانه یکی است

مستی و عمر جاودانه یکی است

در شبستان جهان، عمر گرانمایهٔ ما

هر چه در خواب نشد صرف، به افسانه گذشت

از گفتهٔ مولانا، مدهوش شدم صائب

این ساغر روحانی، صهبای دگر دارد

یک عمر همچو غنچه درین بوستانسرا

خون خورده ایم تا گره دل گشاده ایم

آسان نگشته است بهنگ، ساز ما

یک عمر گوشمال نصیحت کشیده ایم

از آب روان ماند به جا سبزه و گلها

ما حاصل ازین عمر سبکسیر ندیدیم

چون عمر سبکسیر ازین عالم پرشور

رفتند و به دنبال ندیدند عزیزان

خارست نصیب تو ز گلزار، وگرنه

از خار چه گلهاکه نچیدند عزیزان

دیده حسرت عنان عمر نتواند گرفت

هیچ دامی مانع از جولان نگردد آب را

تعداد ابیات منتشر شده : 486263