سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

ز منع خلق از این بیش محترز بودم

کنون حدیث من از حد احتراز برفت

غلام و چاکر روی چو ماه توست عبید

وزین حدیث بسی ماه و سال میگذرد

حدیث درد دل مستمند و سینهٔ ریش

حکایتی است که در سالها نشاید کرد

حدیث عشق تو با کس همی نیارم گفت

که غیرتم نگذارد که بشنود اغیار

حدیث عشق چه حاجت که بر زبان آری

به آب دیده خونین نبشته صورت حال

وزین سخن بگذشتیم و یک غزل ماندست

تو خوش حدیث کنی سعدیا بیا و بیار

شکر به شکر نهم در دهان مژده دهان

اگر تو باز برآری حدیث من به دهان

ز دست دوست به نالیدن آمدی سعدی

تو قدر دوست ندانی که دوست داری جان

طریق زهد نه راهست گرد هرزه مگرد

حدیث توبه نه کار است زان سخن بازآی

به طعنه گفتی کز ما دریغ داری جان

مگر مگوی خدا را عبید از آنها نیست

تعداد ابیات منتشر شده : 507630