سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

باز دل از در تو دور افتاد

در کف صد بلا صبور افتاد

آفت عاشقی نه از سر ماست

این بلا خود ز انبیا برخاست

اگر چه یافتی از کشتنم رنج

ز محنت های من، باری، برستی

دلی دارم، چه دل؟ محنت سرایی

که در وی خوشدلی را نیست جایی

باز در دام بلا افتاده ام

باز در چنگ عنا افتاده ام

چه خوش باشد که جان من برآید

ز محنت وارهم یک باره، باری!

در بوتهٔ بلا تن زارم گداختی

در آتش عنا دل و جانم بسوختی

خوش بلایی است عشق، از آن دارند

دل و جان را درین بلا عشاق

تا کی از وصلش نصیب بخت ما

محنت و درد دل و هجران بود؟

نمی دانم که دامان که گیرم؟

که تا از جیب محنت سر برآرم

تعداد ابیات منتشر شده : 510165