سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

یکی را پای در گل مانده از عشق

یکی را دست بر دل مانده از عشق

خرد با عشق بسیاری بکوشید

ولیکن عشق یکباری بجوشید

دوای عشق کردن رو ندارد

که درد عاشقان دارو ندارد

زمانی درد خان و مان گرفتش

زمانی عشق جانان جان گرفتش

چو خادم دید چندان درد و سوزش

دل پرخون ز عشق جانفروزش

ندارد یک زمان ذوق و حضوری

ز درد عشق هست او ناصبوری

ز درد عشق دلتنگی بسی کرد

سواران را بهر سویی کسی کرد

کشیدم پای دل در دامن درد

نهادم چشم جان بر روزن درد

الا ای هدهد زرّین پر عشق

تویی نامه برو نام آور عشق

خدا را دایه، درمانی کن آخر

علاج درد حیرانی کن آخر



تعداد ابیات منتشر شده : 414990