سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

آب و آتش بهم نیامیزد

بالوایه ز خاک بگریزد

چه با آتش گرفتن بند کشتی

چه با شمشیر او کردن جدالا

نشاید بود کز خاک آتش آید

نشاید بودن او را کس همالا

آب جودش بر دمد زرّین شود گیتی همه

آتش خشمش بخیزد سنگ خاکستر شود

بتابد بگل بر علی حال سنبل

بجوشد بر آتش علی حال عنبر

بمغز اندر از آتش عشق او

شرارست گویی بجای فکر

خواسته ارقیاس چون مشکست

جود او آتش و کفش مجمر

چنان تابد که پنداری که آتش

زبانه بر زد از بیجاده مجمر

اگر بکاوی آتش بود زبانه زنان

زمین آن همه بتخانه تا گه محشر

در بزم ببخشش بکشد آتش ادبار

در رزم به نیزه بکند دیدۀ ضیغم

تعداد ابیات منتشر شده : 510165