سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

دلش شادمانه چو خرم بهار

همیشه برین گردش روزگار

چنین پروراند همی روزگار

فزون آمد از رنگ گل رنج خار

که از تخم تورست پرکین و درد

بجوید همی روزگار نبرد

ور ایدون گمانی که هر کارزار

ترا بردهد اختر روزگار

بدیده بدیدم همان روزگار

که آمد مرا کشتن و مرگ خوار

که نیکیست اندر جهان یادگار

نماند بکس جاودان روزگار

همه مرده از روزگار دراز

شد از گفت من نامشان زنده باز

بدانستم آمد زمان سخن

کنون نو شود روزگار کهن

برآمد برین کار یک روزگار

فروزنده شد دولت شهریار

بسی رنج برد اندران روزگار

به افسون و اندیشهٔ بی شمار

تعداد ابیات منتشر شده : 510165