سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

سپه را ز کار بدی باز داشت

که با پاک یزدان یکی راز داشت

به گیتی جز از پاک یزدان نماند

که منشور تیغ ترا برنخواند

سرم گشت سیر و دلم کرد بس

جز از پاک یزدان نترسم ز کس

شب و روز بر پیش یزدان پاک

نوان بودم و دل شده چاک چاک

که از بند آهرمن بد بجست

به یزدان زد از هر بدی پاک دست

گرفتار فرمان یزدان بود

وگر چند دندانش سندان بود

به فرمان یزدان پیروزگر

به داد و دهش تنگ بستم کمر

بنیروی یزدان گو پیلتن

بیاری بیاید بدین انجمن

بهستی یزدان گواهی دهند

روان ترا آشنایی دهند

بفرمان یزدان بهنگام خواب

شوم چون ستاره برآفتاب

تعداد ابیات منتشر شده : 510165