سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

یک روز اگرت تنگ در آغوش بگیرم

تا صبح قیامت نفسم هست معطر

حزمت به یک نظاره تواند که بشمرد

ادوار صبح خلقت تا شام واپسین

تا صبح بهرپیشکش عید جمله را

در مجلس اتابک اعظم کنم نثار

زاغاز صبح خلقت تا روز واپسین

حزم تو دید صورت اشیا به یک نظر

همی بمان که شود روشن از تو شام ابد

چنانکه صبح ازل از رخت منیر آمد

صبح با خورشید اگر یکباره فرماید طلوع

بسکه روشن کس نداند این کدامست آن کدام

شاهنشه زمانه محمد شه آنکه مهر

هر صبح از سجود درش مفتخر بود

بر درگهت نماز برد از در نیاز

هر صبح کافتاب ز مشرق بدر شود

شبی به عادت روز شباب عیش آور

شبی به سیرت صبح وصال جان پرور

صبح آفتاب چون ز فلک سر زد

ماهم به خشم سندان بر در زد

تعداد ابیات منتشر شده : 510165