سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

گر مرا از میانه زندان

در رباید جهان مرد ربای

ز تاریکی و محنت آن ندیدم

که بتوانند مردان جهان دید

و این چنین معجزه تو دانی و بس

شاد باش ای سپهبد سلطان

باش از دولت بهار آیین

همچو آزاد سرو برخوردار

تا من آن چارپا به زخم آرم

حق آن پیر مرد بگزارم

دلم از قحط مهر خشک شده است

بر دلم سودمند باران باش

گویند همه که مرد مردیم

والله که به پیش تو نه مردند

شویش آن شیر مرد سرهنگی

نکند هیچگونه دلتنگی

از پس آنکه مرد بگراید

کر و فری عظیم بنماید

شده گیتی به چون تو راد بخیل

گشته گردون تو مرد عقیم

تعداد ابیات منتشر شده : 510165