سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

حیرتی آید ز عشق آن نطق را

زهره نبود که کند او ماجرا

عشق برد بحث را ای جان و بس

کو ز گفت و گو شود فریاد رس

وا رهی از تنگی و از ننگ و نام

عشق اندر عشق بینی والسلام

عقل در شرحش چو خر در گل بخفت

شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت

می روم یعنی نمی ارزد بدان

عشق جانان کم مدان از عشق نان

آن یکی را یار پیش خود نشاند

نامه بیرون کرد و پیش یار خواند

بیتها در نامه و مدح و ثنا

زاری و مسکینی و بس لابه ها

گفت معشوق این اگر بهر منست

گاه وصل این عمر ضایع کردنست

من به پیشت حاضر و تو نامه خوان

نیست این باری نشان عاشقان

گفت اینجا حاضری اما ولیک

من نمی یایم نصیب خویش نیک

تعداد ابیات منتشر شده : 505935