سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

چنان از عشق شیرین تلخ بگریست

که شد آواز گریش بیست در بیست

کسی در عشق فال بد نگیرد

و گر گیرد برای خود نگیرد

زلف تو درید هر چه دل دوخت

این پرده دری ورا که آموخت

زهی ترکی که میر هفت خیل است

ز ماهی تا به ماه او را طفیل است

مبین در دل که او سلطان جانست

قدم در عشق نه کو جان جانست

ز سوز عشق بهتر در جهان چیست

که بی او گل نخندید ابر نگریست

ز من نیک آمد این اربد نویسند

به مزد من گناه خود نویسند

نباید که بندد تو را این خیال

که دولت به ملک است و نصرت به مال

اگر چه در سخن کاب حیاتست

بود جایز هر آنچه از ممکنات است

زبان بگشای چون گل روزکی چند

کز این کردند سوسن را زبان بند

تعداد ابیات منتشر شده : 510165