سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

از زمینی تو من هم از زمیم

گر تو هستی پری من آدمیم

بهرجا که هستی کمر بسته ام

به خدمتگری با تو پیوسته ام

تو گندم کار تا هستی برآرد

گیا خود در میان دستی برآرد

تا نخواهی تو نیک و بد نبود

هستی کس به ذات خود نبود

قفل هستی چو در کلید آمد

عالم از جوهری پدید آمد

بر صورت من ز روی هستی

آرایش آفرین تو بستی

چو تو هستی نگویم کیستم من

ده آن تست در ده چیستم من

تو هستی از سر صاحب کلاهی

نشسته بر سریر پادشاهی

چو هستی به پند من آموزگار

بدین روز ننشاندت روزگار

گر هستی از آن مسافر آگاه

ما را خبری بده در این راه

تعداد ابیات منتشر شده : 510165