سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

کی بی خبر از حساب هستی

مشغول به کار بت پرستی

گر نهی دل به ما و دختر ما

هستی از جان عزیزتر بر ما

ازین هستی که یابد نیستی زود

بباید شد بهست و نیست خشنود

چو تو هستی نگویم کیستم من

ده آن تست در ده چیستم من

اگر سروی شد از بستان عالم

تو باقی مان که هستی جان عالم

گر او تندر آمد تو هستی درخش

گر او گنجدان شد توئی گنج بخش

تو هستی شمع و او پروانه مست

چو شمع آید رود پروانه از دست

به مرگ و زندگی در خواب و مستی

توئی با خویشتن هر جا که هستی

ز هستی تا عدم موئی امید است

مگر کان موی خود موی سپید است

درین روزه چو هستی پای بر جای

به مردار استخوانی روزه مگشای

تعداد ابیات منتشر شده : 510165