سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

وگر یک نفس آه من بشنوی

جگر سوزدت از دم سرد من

از آن دلگشا نام کردش خرد

که در دل تماشای آن غم نهشت

چون جرس نالد اگر دل ز غمت بیجا نیست

باری از عشق تو باری است که گفتن نتوان

الی بلدة حفت بکل مسرة

الی بلدة اضحت من الهم خالیا

خالی نگرددم دل کز بیم او ز دیده

اشکی اگر فشانم باید نهان فشانم

سخنش مرهم دل خسته

کرمش داروی تن رنجور

بود مقصود من ز این یک دو بیت اظهار این مطلب

که داند دوست با دشمن چه در دنیا چه در عقبی

بر اندام او سوده ریحان و سنبل

در آغوش او بوده نسرین و عنبر

در گرفتش ز خلق عالم و کرد

میل غلمان و حور کلبعلی

در طرف چمن ساقی دوران می عشرت

در ساغر گل کرده و پیمانهٔ لاله

تعداد ابیات منتشر شده : 510165