سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

با آب روی تشنه بمانی ز آب جوی

به چون ز بهر آب زنی با خران لطام

چون باد و آب در که و دشت اوفتد

تیغ چو آب و آب چون باد من

آتش خشمت بریزد آب روی ایمن مباش

آب جوی است آب رویت در نظر فحاش را

بدان سنگ رنگ آتش آب چهره

نه آب و نه آتش هم آب و هم آذر

خدای فایدۀ مهرش اندر آب نهاد

کز آب زنده بود خلق و ز آب نیست گزیر

بسکه شد از تشنه کامیهای ما نایاب آب

دست ازنم شسته می آید به روی آب ، آب

غیر آب جاری اندر خانهٔ من هیچ نیست

ور نبودی آب بودی اشک من جاری چو آب

چه جویی آب ز دلوی که آب نیست درو

چگونه تر شود ار نیستش بر آب گذر

چشمه حیوان ندارد آب و تاب زنده رود

خضر و آب زندگانی، ما و آب زنده رود

ز آن عید زای گوهر شمشیر آب دار

شد بحر آب و آب شد از شرم گوهرش

تعداد ابیات منتشر شده : 508665