سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

بکش چنان که توانی که سعدی آن کس نیست

که با وجود تو دعوی کند که من هستم

چه فرمائی که از هستی طمع برکن که برکندم

چرا گوئی که تا هستی بغم بنشین که بنشستم

آن خود که بود که در تو واله نشود؟

از رنج که پرسی تو؟ که او به نشود؟

ترا که گفت که از لوح قبر کن بالین

ترا که گفت که از خاک گور کن بستر

که دیده بحر که در بر همی کند خفتان

که دیده مهر که بر سر همی نهد مغفر

پادشاه جهان که فرمانش

بر جهان چون قضا روان باشد

این طلعت و رخسار که دارد که تو داری

این قامت و رفتار که دارد که تو داری

از خویش بنالیم که جان سخن اینجاست

ازماست که برماست

بیداری طفلی است که محتاج به لالاست

ازماست که برماست

گفتم که شوق سیر نبردش بمنزلی

گفتا که منزلش بهمین شوق مضمر است

تعداد ابیات منتشر شده : 510165