سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

یکقلم حل شد مرا هر عقده مشکل که بود

تا ز فیض ساده لوحی ریختم دفتر در آب

می کند دلهای روشن را می احمر سیاه

دست می شوید ز جان، افتاد چون اخگر در آب

گر شود زیر و زبر از سیل صائب خانه اش

بی بصیرت همچنان گیرد گل دیگر در آب

سوز عاشق کم نگردد از فرو رفتن در آب

این شرر چون دیده ماهی بود روشن در آب

نیست امید رهایی زین سپهر آبگون

حلقه دام است اگر پیدا شود روزن در آب

چون حباب از سر دهد سامان کلاه خویش را

هرکه را باشد هوای محو گردیدن در آب

بر کف دریا بود موج خطر باد مراد

بر سبکباران بود آسان سفر کردن در آب

از شتاب عمر بی شیرازه شد اجزای جسم

چون تواند جمع کردن خویش را روغن در آب؟

در تجرد رشته واری بند دست و پا شود

بر شناور کوه آهن می شود، سوزن در آب

از ملامت می پرستان ترک مستی کی کنند؟

نیست طوفان ماهیان را مانع از خفتن در آب

تعداد ابیات منتشر شده : 508170