سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

دل ز جان بگذشت و جانان بازیافت

ترک یک جان کرد و صد جان بازیافت

وصف آن جان را که جویا بود جان

با تنی خوشتر ز جان آمد پدید

عاشق که غم جان خرابش نرود

تا جان بود از جان تب و تابش نرود

جان به فریادم برآمد، لیک صد جان آرزو

بشنوی و راه ندهی سوی جان فریاد را

جان داد در هوات که باقیت باد جان

اندر خور نثار جز آن پاک جان نداشت

ناگزیر جان بود جانان و از جان ناگزیر

پیش جانان شاید ار جان درکشم هر صبح دم

وصل جانانرا چو دل بر ترک جان موقوف دید

جان بداذ وگفت کز جان وصل جانان خوشترست

گمان مبر که کسی جان برد ز منزل عشق

اگر به جای یکی جان هزار جان دارد

دل من جان ز غم عشق تو آسان نبرد

وین عجبتر که اگر جان ببرد جان نبرد

من و میل تو با میل تو جان چیست

دگر جان را که خواهد دید جان کیست



تعداد ابیات منتشر شده : 167043