سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

براه مرگ روانست جاهل غافل

مسافریست که خود را مقیم میداند

حکیمان زمانه راست گفتند

که جاهل گردد اندرعشق، عاقل

گویم: چرا نشانهٔ تیر زمانه کرد

چرخ بلند جاهل بیدادگر مرا

عاقلانرا چه کار با نامست

چکند جاهل ار ندارد نام

تا بسته نگیردت یکی جاهل

هر روز به سان گاوک دوشا

خاک خراسان شود از خون دل

زیر بر دشمن جاهل خضاب

تا که نباشد بنزد عقل برابر

منقلت عالم و خساست جاهل

آشفتگی طبع چه داند جاهل

شب، تیرگی آب چه معلوم شود

امّا النّهار فدمع عینی ساجم

اقبل الی الاسلام انّک جاهل

خاری است درشت صحبت جاهل

کو چشم وفا و مردمی خارد

تعداد ابیات منتشر شده : 501619